امام خميني(ره) در خصوص مقام معلم فرمودند: نقش معلم در جامعه، نقش انبياست. انبيا هم معلم بشر هستند. نقش بسيار حساس و مهمي است؛ و مسئوليت بسيار زياد دارد.
به گزارش هفت چشمه به نقل از شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ آنچه در اين متن است گلچيني از بيانات امام خميني درباره نقش معلم و تعليم و تربيت در انسان سازي و تاثيرآن بر پيشرفت و توسعه کشور است.
حضرت امام خميني رحمه الله درباره مقام معلم مي فرمايد: «نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. نقش معلم، بسيار حساس و مهم است و مسئوليت بسيار زيادي دارد. نقش مهمي است که همان نقش تربيت است که اخراج من الظلمات الي النور است. معلم، امانت داري است که [امانت او] غير از همه امانت هاست؛ انسان، امانت اوست. امانت هاي ديگر را اگر کسي خيانت به آن بکند، خلاف کرده است، اما امانت اگر انسان باشد، اگر خداي نخواسته به اين امانت خيانت شد، يک وقت مي بيند خيانت به يک ملت است، خيانت به يک جامعه است، خيانت به اسلام است. معلم، امانت دار نسلي است که تمام مقدّرات يک کشور، به آن نسل سپرده مي شود و تربيت شما بايد همراه با تعليم باشد».
تمام ملت بايد معلم باشند
«تعليم» سرمشق همه انبياست که از طرف خداى تبارک و تعالى به آنها مأموريت داده شده؛ مأموريت خدا به انبيا همين است که بيايند و آدم درست کنند. و آنهايى که به انبيا نزديکترند آنها به مقام آدميت نزديکترند. آن وقت که ملائکه اشکال کردند که آدمى که مفسد در ارض هست چرا خلق فرمودى. جواب اين بود که من مىدانم چيزهايى که شما نمى دانيد. دنبالش هم خداوند تعليم همه «اسماء» را به آدم کرد. و وقتى که عرضه داشت به ملائکه، آنها ديدند که نمىتوانند اينطورى که آدم مىتواند ادراک کند حقايق را، آنها نمى توانند .
پيغمبر اکرم معلم همه بشر است
چون شما معلم هستيد، از اين جهت يک شغل شريف ديگري به شما محول شده و آنقدر که اين شغل شريف است، مسئوليت آن هم بزرگ است. شغل شما شغل انسان سازي است. معلم انسان درست ميکند، همان شغل انبيا است. انبيا آمدند، از اول هر نبياي آمده است تا آخر، فقط شغلش اين بوده که انسان درست بکند، تربيت کند انسانها را. شغل معلمي همان شغل انبيا است. پيغمبر اکرم معلم همه بشر است، و بعد از او حضرت امير - سلامالله عليه - باز معلم همه بشر است. آنها معلم همه بشر هستند، شما معلم يک عده از بشر. شغل همان شغل است؛ يعني شعبه همان است؛ کار، يک کار است؛ آنها در يک محيط وسيعتر، و ما در يک محيط کوچکتر. بنابراين، اين شغل شما [نيز] يک شغل بسيار شريفي است؛ لکن مسئوليتش هم بسيار زياد است؛ چنانکه مسئوليت انبيا بسيار زياد بود. انبيا به همان مقدار که براي آدمسازي آمده بودند مسئوليتشان زياد بود. منتها آنها مسئوليتشان را به انجام رساندند، کارهايي که به آنها محول بود به انجام رساندند. شما شغلتان بسيار شريف است و همان شغل انبيا است؛ مسئوليتتان هم همان مسئوليت است.
از اول اين بود که «آدم» که آمد با تعليم الهى آمد و معلم بشر بود. انبيا هم معلم بشر بودند. شغل معلمى يک شغل عمومى است براى انبيا گرفته، تا اوليا تا فلاسفه و امام، تا علما و تا فرهنگيها، که ماها ان شاء اللَّه باشيم از آنها. پس شغل، شغل بسيار بزرگى است شغل آدم سازى. ديگر شغلها به اين درجه نمىرسند؛ براى اينکه آنها مربوط به جهات ديگر است. در عالم هيچ موجودى به پايه انسان نمىرسد؛ و هيچ شغلى به پايه انسان سازى نمىرسد. پس شغل بسيار بزرگ است، بسيار شريف است.
بايد توجه داشته باشيد که اين بچههايي که پيش شما تربيت ميشوند تربيت ديني بشوند، تربيت اخلاقي بشوند. اگر يک بچه متدين را شما تحويل جامعه بدهيد، يکوقت ميبينيد همين يک بچه متدين متعهد يک جامعه را اصلاح ميکند. يک فرد ممکن است يک جامعه را اصلاح بکند؛ بنابراين، اگر خداي نخواسته اين بچه از دامن شما درست از کار در نيايد، از تحت تربيت شما که معلم هستيد درست از کار در نيايد، ممکن است يک بچه يک جامعه را فاسد بکند، و شما مسئول باشيد.
نقش معلم در جامعه، نقش انبياست. انبيا هم معلم بشر هستند. نقش بسيار حساس و مهمي است؛ و مسئوليت بسيار زياد دارد. نقش مهمي است که همان نقش تربيت است که «اخراج مِنَ الظلمات الي النور» آنهايي کهالله وَلي الَّذينَ آمَنُوا يخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَي النُّورِ همين سِمَت معلمي است. خداي تبارک و تعالي اين سِمَت را به خودش نسبت ميدهد که خداي تبارک و تعالي ولي مومنين است؛ و آنها را از ظلمات اخراج ميکند به سوي نور. و معلم اول خداي تبارک و تعالي است که اخراج ميکند مردم را از ظلمات به وسيله انبيا و به وسيله وحي مردم را دعوت ميکند به نورانيت؛ دعوت ميکند به کمال؛ دعوت ميکند به عشق، دعوت ميکند به محبت؛ دعوت ميکند به مراتب کمالي که از براي انسان است. دنبال او انبيا هستند که همان مکتب الهي را نشر ميدهند، و آنها هم شغلشان تعليم است؛ معلمند، معلم بشرند. آنها هم شغلشان اين است که مردم را تربيت کنند و انسان را تربيت کنند که از مقام حيوانيت بالا برود و به مقام انسانيت برسد.
فرهنگي ها که با فرهنگيان علوم قديمه در صف واحد هستند. يعني علماي اسلام، معلمين علوم اسلامي با فرهنگي ها که شغلشان شغل واحد است. اين شغل شريف ترين شغل ها و پرمسئوليت ترين شغل هاست. شريف ترين شغل هاست، براي اينکه شغل انسان سازي است؛ همان شغلي است که تمام انبيا براي همين معنا آمدند.
قرآن يک کتاب انسان سازي است؛ و نازل شده است براي اينکه انسان درست کند. و اين شغلي که فرهنگيها دارند - چه فرهنگي هاي علوم قديمه و چه فرهنگيهاي ساير علوم - اين شغل هم شغل آدم سازي است. اگر آدم ما بسازيم، مملکت ما نجات پيدا ميکند. هميشه آدمها هستند که مقدرات کشورها را در دست ميگيرند. منتها بعضيها آدمهاي به صورت آدم و واقع شيطان، و بعضيها آدم. و هميشه از فرهنگ، اين اشخاص بزرگ قيام ميکنند. اشخاصي که ملتها را ميتوانند نجات بدهند و کشور را ميتوانند آباد کنند و دنيا و آخرت ملت را ميتوانند تعمير کنند فرهنگي ها هستند. پس فرهنگ يک کارخانه آدم سازي است؛ چنانکه انبيا هم براي همين معنا آمدند آدم درست کنند.
«تعليم» سرمشق همه انبياست که از طرف خداي تبارک و تعالي به آنها ماموريت داده شده؛ ماموريت خدا به انبيا همين است که بيايند و آدم درست کنند. و آنهايي که به انبيا نزديکترند آنها به مقام آدميت نزديکترند. آن وقت که ملائکه اشکال کردند که آدمي که مفسد در ارض هست چرا خلق فرمودي. جواب اين بود که من ميدانم چيزهايي که شما نميدانيد. دنبالش هم خداوند تعليم همه «اسماء» را به آدم کرد. و وقتي که عرضه داشت به ملائکه، آنها ديدند که نميتوانند اينطوري که آدم ميتواند ادراک کند حقايق را، آنها نميتوانند.